تبليغاتX
زمستون عاشق


زمستون عاشق




درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

دوستان

نويسنده :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :

تبليغات ويژه قالب ساز :

نويسنده: بهار مورخ: Tue 23 Jun 2009 در ساعت: 8:24 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: بهار مورخ: Tue 23 Jun 2009 در ساعت: 0:6 قبل از ظهر
|+|

نويسنده: بهار مورخ: Tue 23 Jun 2009 در ساعت: 0:1 قبل از ظهر
|+|
خدایا ، یاریم کن تا اگر جایی‌ ، چیزی را شکستم ........ دل نباشد


نويسنده: بهار مورخ: Wed 1 Apr 2009 در ساعت: 7:18 قبل از ظهر
|+|

آخر اين قصه ي تو اول غصه ي منه

رفتي ولي اين دل من واسه تو پرپر مي زنه

هنوز يه قاب عکسي هست کنج ديوار خاطره

اون لحظه ي جداييمون محاله از يادم بره

محاله از يادم بره سيل بارون اون چشات

نازنينم بهت ميگم دعاي خير پشت و پنات

نازنينم اينو بدون هرجا باشم به يادتم

تويي شيرين قلب من بزار بگم فرهادتم

بعد تو تا آخر عمر يه گوشه خلوت مي کنم

تنها به ياد تو فقط به عکست عادت مي کنم

شايد غبار روزگار زخممو مرهم بزاره

يا که يه روز مسافري خبري از تو بياره


نويسنده: بهار مورخ: Fri 6 Mar 2009 در ساعت: 8:24 بعد از ظهر
|+|


نويسنده: بهار مورخ: Thu 5 Mar 2009 در ساعت: 8:13 بعد از ظهر
|+|

خبر چون سیل دنیا را گرفته

که سارا رفته دارا را گرفته

خودم را دار خواهم زد یقینا

دلم تصمیم کبری را گرفته


نويسنده: بهار مورخ: Wed 4 Mar 2009 در ساعت: 8:52 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: بهار مورخ: Wed 4 Mar 2009 در ساعت: 8:42 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: بهار مورخ: Wed 4 Mar 2009 در ساعت: 8:10 بعد از ظهر
|+|


وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.

وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.

وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ

 است.وقتی خواستم گریه کنم، گفتند دروغ است.

وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.

دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

 (دكتر علي شريعتي)


نويسنده: بهار مورخ: Fri 30 Jan 2009 در ساعت: 0:23 قبل از ظهر
|+|



بی صدا رفتی بی صدا شکستی اين قلبم رو

باورم نميشه واسه ی هميشه

که تو نيستی پيشم حتی برای يه لحظه

خوشا بحالت مهربون

که جا داری تو قلبمون

عزيزم به يادتم تا آخرش

امّا بگو چرا به اين زودی

وداع رو گفتی به هممون؟؟


نويسنده: بهار مورخ: Fri 30 Jan 2009 در ساعت: 0:18 قبل از ظهر
|+|


نويسنده: بهار مورخ: Wed 21 Jan 2009 در ساعت: 3:31 قبل از ظهر
|+|

نويسنده: بهار مورخ: Tue 2 Dec 2008 در ساعت: 9:39 بعد از ظهر
|+|

زندگي دفتري از خاطره هاست ... يک نفر دردل شب، يک نفر دردل خاک
يک نفر همدم خوشبختي هاست يک نفر همسفر سختي هاست،
چشم تا باز کنيم عمرمان ميگذرد... ما همه همسفريم

نويسنده: بهار مورخ: Wed 19 Nov 2008 در ساعت: 6:53 بعد از ظهر
|+|
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی
گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی



نويسنده: بهار مورخ: Mon 17 Nov 2008 در ساعت: 10:24 بعد از ظهر
|+|
آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد
نويسنده: بهار مورخ: Wed 22 Oct 2008 در ساعت: 6:40 بعد از ظهر
|+|

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ


نويسنده: بهار مورخ: Fri 19 Sep 2008 در ساعت: 8:41 بعد از ظهر
|+|

نويسنده: بهار مورخ: Fri 11 Jul 2008 در ساعت: 2:44 قبل از ظهر
|+|

نويسنده: بهار مورخ: Sun 8 Jun 2008 در ساعت: 0:12 قبل از ظهر
|+|
وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

و وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم...

و چه سخت است تنها زندگی کردن

مثل تنها متولد شدن است

مثل تنها مردن...


نويسنده: بهار مورخ: Thu 5 Jun 2008 در ساعت: 9:22 بعد از ظهر
|+|


قالب وبلاگ
Http://www.J28.ir

هاست و دامین